تبليغاتX
هیئت و گروه تحقیقاتی رهپویان نور اللَّهُمَّ إنا نأرغَبُ إليْكَ فى دَولةٍ كَريمةٍ تُعِزُّ بِها الإسلامَ وَ أهلَهُ وَ تُذِلُ بِها النِّفاقُ وَ أهلَهُ وَ تَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ إلى طاعَتِكَ وَ القادَةِ إلى سَبيلِكَ
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | ارتباط با ما

بسم الله الرحمن الرحیم

خلقت زن و مرد از نظر قرآن کریم:

قبل از بیان مطلب،چند مقدمه را از نظر میگذرانیم؛

1- در بینش انسان معتفقد به مبدأ و معاد دو عالم وجود دارد که آدمی در آغاز در یکی و در آخر به سرای دیگر منتقل خواهد شد.منظور از عالم نخست،عالم ملک یا همان دنیاست که بدو خلقت کامل انسان از آن بوده و انتهای کار نفس نیز در این نشئه خواهد بود.عالم اخری یا همان عالم ملکوت،عالمی است که آدمی پس از انتقال به آن زندگی جاوید خواهد داشت و حاصل آنچه را که در عالم ملک به همراه داشته است را خواهد دید.

2- خلقت این دو عالم به گونه ای است هیچ خلل و بی نظمی در آن به چشم نمی آید.عالم ملکوت اصل آفرینش را در خود دارد و خلقت دنیا و هرآنچه در اوست فرع آن عالم است.در واقع دنیا ظاهری است بر عالم غیب یا ملکوت که برای هدفی ملکوتی موجود گشته و زمانی هم در همین راستا خاتمه می یابد.با این تعریف هر شیء موجود در دنیا ظاهری دارد متناسب با آن و باطنی در عالم ملکوت که هر تاثیری که شیء یا نفس او در ظاهر بپذیرد باطن او نیز متأثر شده و از این تأثیر و تأثر،نفس ملکوتی نیز شکل یافته و در ختم دنیا و ازبین رفتن جهات ظاهری آن،حشر باطن موجودات سرآغاز میگیرد که فرمود: كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ (المدثر/38) (آري) هر کس در گرو اعمال خويش است.

اما مطلب مهم در آفرینش موجودات،اتقان و یا تکامل خلقت آنان در بدو حیات یا به وجود آمدنشان است.چرا که انسان موٌحد(کسی که خدای یکتا و بی همتا را می پرستد)،به این موضوع اذعان دارد که خداوند واجد تمام صفات کمالی و جمالی است و یکی از این صفات ها علم وحکمت است که اصل وجود حکمت در شخص حکیم او را از اشتباه در تعیین و تبیین برحذر میدارد. به معنای دیگر اشتباه و نقص علمی و عملی را از وی دور می سازد.پس هر موجودی که به دست حکیم مطلق خلق شد چیزی به عنوان نقصان و کمبود در او نخواهد بود که او را از رسیدن به هدفی که خود همان حکیم برایش در نظر گرفته است،محروم سازد.چرا که فرمود: «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيءٍ »(النمل/88) این صنع الهی است که هر موجودی براساس اتقان(کامل ودقیق) آفریده شده است. و یا در جایی دیگر فرمود:الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى(الأعلي/2) خداوندي که آفريد و منظم کرد، وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى(الأعلي/3)و همان که اندازه‌گيري کرد و هدايت نمود.

نگرش به خلقت زن و مرد:

با اثبات وجود حکمت آن هم به شکل مطلق وکامل در خالق هستی(جلّ و اعلی)،ثابت می شود که در خلقت زن و مرد هیچ نقص فاحش و جبران ناپذیری وجود ندارد که یکی را بر دیگری ارجح نماید.چرا که هر دو مصنوع صنع الهی هستند که دقیق است و عالمانه و حکیمانه؛ اما این دلیل برعدم وجود اختلاف جزیی و ظاهری در زن و مرد نیست.بله اختلاف وجود دارد آن هم در عالم دنیا یا همان عالم ظاهر؛ که وجود این اختلافات نه تنها بد نیست بلکه جزو همان حکمت الهی است که چندی از این تفاوت ها را انشاالله بیان خواهیم کرد.اما در باطن خلقت این دو یا همان امور مربوط به ملکوت موجودات که با نفس یا روح ملکوتی در ارتباط می باشد هیچ تفاوت و امتیازی وجود ندارد.نفس آدمی مُدرِک و فاعل خیر و شر است که خداوند در تساوی این دو موجود به هنگام عمل به خیرات و جزای آن این گونه می فرماید:

« أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى » (آل عمران/195) من عمل هيچ عمل‌کننده‌اي از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم کرد؛

مَنْ عَمِلَ سَيئَةً فَلَا يجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيرِ حِسَابٍ(غافر/40)هر کس بدي کند، جز بمانند آن کيفر داده نمي‌شود؛ ولي هر کس کار شايسته‌اي انجام دهد -خواه مرد يا زن- در حالي که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مي‌شوند و در آن روزي بي‌حسابي به آنها داده خواهد شد.

وَمَنْ يعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يظْلَمُونَ نَقِيرًا(النساء/124)و کسي که چيزي از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي که ايمان داشته باشد، چنان کساني داخل بهشت مي‌شوند؛ و کمترين ستمي به آنها نخواهد شد.

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً وَلَنَجْزِينَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(النحل/97)هر کس کار شايسته‌اي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي که مؤمن است، او را به حياتي پاک زنده مي‌داريم؛ و پاداش آنها را به بهترين اعمالي که انجام مي‌دادند، خواهيم داد.

با این آیات و فرمایشات الهی،معلوم میگردد که آدمی چه زن و چه مرد،در انجان عمل شایسته پاداش یکسان و در انجام عمل قبیح جزای یکسانی خواهند یافت. این همان سرانجامی است که آدمی را به سعادت یا شقاوت ختم میکند.دیگر در آن عالم سخن از جنس و فصل نیست که در ظاهر معنا میگیرد بلکه سخن از اصل و حقیقت است که در باطن هر انسانی محقق گشته و نفوس را در روز حساب با آن می سنجند و حکم میکنند.پس راه رسیدن به کمال و سعادت برای هردو یکسان است و به فرموده خداوند نزدیکترین انسانها به حضرت حق باتقوا ترین آنهاست«ان اکرمکم عندالله اتقیکم» که در اینجا سخنی از جنس و رنگ و نژادو... نیست.

اختلاف درکجاست؟

زمانی که عیان شد در اصل خلقت زن و مرد تفاوتی نیست.به اختلافات جزیی و فرعی در خلقت ایشان اشاره ای داریم:

سخن را با آیه ای از قرآن کریم روشن می نماییم:

وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا(النساء/32)

برتريهايي را که خداوند براي بعضي از شما بر بعضي ديگر قرار داده آرزو نکنيد! (اين تفاوتهاي طبيعي و حقوقي، براي حفظ نظام زندگي شما، و بر طبق عدالت است. ولي با اين حال،) مردان نصيبي از آنچه به دست مي‌آورند دارند، و زنان نيز نصيبي؛ (و نبايد حقوق هيچ‌يک پايمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، براي رفع تنگناها طلب کنيد! و خداوند به هر چيز داناست.

در این آیه وجود اختلاف و برتری را در جنس مرد اشاره دارد،ولی به طرف مقابل توصیه میکند که این برتری را تمنا نکند چرا که در واقع حوزه ی این برتری در دنیاست.جایی که برای گذر است و همه آنچه که در اوست اعتباری و زودگذر،ریاست،تامین معاش،تنظیم جامعه و حفاظت آن،قضاوت،رهبری،دفاع از اراضی و مملکت،تنظیم روابط بین الملل و... همه این مناصب و پست ها جز وبال و وظیفه سنگین بر گردن جنس مرد چیزی دیگر نیست که قابل آرزو کردن و یا حتی غبطه به آن باشد.که اگر جنس زن آن را نداشته باشد احساس کمبود نماید.خداوند نهی فرمود از اینکه خانمها به این مسائل بپردازند چرا که طبیعت وجودی شان با این مسائل سازگار نیست و در واقع این سلب آزادی از جنس زن نیست بلکه آزاد کردن ایشان از اموری طاقت فرساست که با روحیه و عواطف ایشان سازگار نمی باشد.پس اموری که جز رنج و زحمت برای آدمی نیست چه جای آرزو و تمناست؟!!!

یا در آیه دیگر می فرماید:

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ»مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايي که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براي بعضي نسبت به بعضي ديگر قرار داده است.

با این بیان سرپرستی ونگهبانی زنان جزو وظایف مردان است نه امتیاز وجودی و غلبه گر،چرا که طبیعت مردان به گونه ای آفریده شده است که این مسائل را برمی تابد و اگر سخن از فضل و برتری است،فضل و برتری است که در دنیا معنا دارد و در عقبی خبری از آن نیست. در واقع این برتری ابزاری است برای حفظ تعادل و برقراری رابطه بین دو موجود متضاد است.چرا که ایجاد گرایش وانگیزش برای تشکیل نظام خانواده و قوام آن و در نتیجه تشکیل جامعه ای سالم برخاسته از بنیان خانواده سالم،در گرایش دو جنس مخالف یه یکدیگر است.

دوستان عزیز به دلیل اطاله سخن، مطلب را تا به اینجا خاتمه داده و اگر توضیح بیشتری نیاز شد،در نظرات اعلام کنید خدمتتان ارايه شود.          "والسلام"

والحمدلله کما هو اهله

 

 


نوشته : هیئت رهپویان نور    نظرات :

بسم الله الرحمن الرحیم

    فضیلت نبی اکرم بر دیگر انبیا از نظر قرآن:

      قرآن کریم،همان معجزه ی بی همتا و ابدی رسول اکرم (صلوات الله علیه وآله) برتری و مقام او را این گونه به تفسیر می نشیند. در جریان رسالت و نبوت حضرت موسی(ع) بعد از تکلم ایشان با حضرت حق جلّ و اعلی،ایشان از خداوند چنین در خواست نمود: قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي، وَ يَسرْ لى أَمْرِى، ولی در جریان رسالت و انتصاب حضرت ختمی مرتبت به ولایت تشریعی دین حق،خداوند خود به ایشان فرمود: أَ لَمْ نَشرَحْ لَك صدْرَك( آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم ؟)(1)وَ وَضعْنَا عَنك وِزْرَك (و بار سنگين را از تو بر نداشتيم ؟ )(2)الَّذِى أَنقَض ظهْرَك (همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى كرد)(3)وَ رَفَعْنَا لَك ذِكْرَك (و آوازه تو را بلند كرديم) ، همان ذکر و نام خاصی که حضرت ابراهیم (ع) از خداوند این گونه درخواست نمود:( وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ) (شعرا-آیه84). یعنی در اینجا خود ذات مقدس الهی شرح صدر و یاری خاص خود را به جناب محمدبن عبدالله(صلوات الله علیه وآله) عطا فرمود تا این بار سنگین رسالت وهدایت را به سلامت به سرمنزل مقصود برساند.بله دین اسلام و خود قرآن کریم و وظایف بر دوش پیامبر امری ثقیل و طاقت فرسایی است که به فرموده قرآن کریم قول ثقیل است. (انَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً (سوره مزمل آیه5)) که بجز وجود ایشان کسی توان تحمل و صبر در این راه را نداشت. یا در جای دیگری،   قرآن مجید از جناب حضرت ابراهیم(ع) این گونه یاد می کند: ((وَ قالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ)) گفت من به سوى پروردگارم خواهم رفت و او به زودى مرا راهنمايى مى كند (صافات آیه 99) یا برای میقات حضرت موسی(ع) این گونه فرمود:( وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّه) و چون موسى به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت (اعراف آیه 143)  اما در مورد حضرت ختمی مرتبت خداوند این گونه بیان می نماید:( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلاً) پاك ومنزه است خدائى كه در مبارك شبى بنده خود (محمد) (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) را از مسجد حرام (مكه معظمه ) به مسجد اقصائى كه پيرامونش را (به قدوم خاصان خود) مبارك ساخت ، سير داد (سوره اسرا-آیه 1) 

رخ زیبا،ید بیضا، دم عیسی داری                    آنچه خوبان همه دارند،تو تنها داری       

نوشته : هیئت رهپویان نور    نظرات :
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.